عشق شهادت
زمانی که در تیپ 2 قوچان آموزش می دید بعد از سه ماه به روستا برگشت و ما جلوی ایشان گوسفند قربانی کردیم و مردم را دعوت کردیم و ایشان قصد داشت که به جبهه برود که عده ای از مهمانان به امیر جان گفتند : که بخاطر اینکه منطقه شلوغ است به جبهه نرود و او در جواب گفت: من باید به جبهه بروم و در راه خدا اگر توفیق پیدا کنم شهید شوم ، ایشان رفت و به آروزی خود که شهادت بود رسید .
ثبت دیدگاه