عشق به جهاد
یادم می آید دهم محرم بود که از پاسگاه انتظامی چند مأمور وارد مسجد شدند و چند نفر از سربازان فراری را دستگیر کردند و به داخل مینی بوس بردند. آنهایی که دستگیر شده بودند از داخل مینی بوس فرار کردند و امیر جان، به آنها گفت: برگردید و باید همه به خدمت بروند و باید به وطن خدمت کرد. اگر ما به جبهه نرویم چه کسی باید از کشور عزیزمان دفاع کند. و ایشان ما را خیلی نصیحت کرد و برای رفتن به جبهه و شرکت در جنگ تشویق نمود.
ثبت دیدگاه