خبر شهادت
شب شهادت ایشان 22 دی ماه بود، که من همان شب، در تهران که دانشجو بودم خواب دیدم؛ در خط مقدم جبهه با ایشان هستم. ما در آنجا د رمحاصره دشمن قرار داشتیم، و دور تا دور ما دیوار بود. ناگهان صدام آمد و از کنار دیوار رد شد. من می خواستم بروم جلو و او را زخمی کنم، ولی همرزمان نگذاشتند و گفتند: « مادر در اینجا کمین هستیم و با این کار شما جای ما لو می رود. الان اقتضا می کند که کوچکترین صدایی از ما در نیاید.» بعد از چند وقت خبر شهادتش را به من دادند.
ثبت دیدگاه