محبت و مهرباني
راوی مهدی دانش پژوه قرار بود روز تاسوعای حسینی محمدتقی به همراه دوستانش عازم جبهه های جنگ شوند . یک پرچم مزین به نام مقدس یا حسین (ع) بود که ایشان با خود برداشته بود و در حالی که به طرف ماشین حامل بسیجیان می دوید و به ماشین نزدیک می شد یکی از اشخاص محل که از نظر فکری کمی اختلال داشت چون از قبل شهید را می شناخت خودش را در بغل شهید انداخت . در حالی که اشک می ریخت با لحن عامیانه گفت : تقی جان خواهش می کنم من را نیز با خودت ببر . در این لحظه بود که افراد بدرقه کننده با صدای یا حسین گویان گریه می کردند و اشک می ریختند که بعد از چند لحظه و راضی کردن این فرد از طرف شهید ماشین حرکت کرد و ایشان نیز رفتند و در جبهه شلمچه در تاریخ 65/10/27 در عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل گردید .
ثبت دیدگاه