عشق به جهاد
به روایت از مریم امیر رودباری : یکی از همرزمان او می گفت: هنگامی که قرار بود ما خط را تحویل دهیم تا نیروی تازه نفس جایگزین شوند اسماعیل را دیدم که با چشمی اشک آلود و با پایی برهنه به سوی دفتر فرماندهی راه افتاده است و ما را نیز تشویق به اینکار کرد ما هم از او تبعیت کردیم و همان کار را انجام دادیم که بعداً به گروهان پابرهنه ها معروف شدیم.
ثبت دیدگاه