ایثار و فداکاری
به روایت از مریم امیر رودباری : اسماعیل حدوداً در سن پانزده سالگی بود که روزی از مدرسه برگشت دیدم کاپشن نویی که یکی از اقوام برایش هدیه آورده بودند و بسیار قشنگ بود در تن او نیست علّت را جویا شدم . او در جواب گفت : در مدرسه برای جبهه ها کمک جمع می کردند و من کاپشن را به جبهه ها کمک کردم .
ثبت دیدگاه