شناسه: 168752

امدادهای غیبی

به روایت از فاطمه اسد زاده : وقتی که غلامحسین برای آخرین بار به مرخصی آمد ، برایم تعریف کرد ، در یک عملیات که شرکت کردیم با یک قایق از طریق آب به طرف دشمن حرکت کردیم که ناگهان در دام دشمن افتادیم و نزدیک بود اسیر شویم و در این وضعیت مرتبا خدا را یاد می کردیم و از او کمک می خواستیم . در همان لحظه ناگهان هوا طوفانی شد و ما از دید عراقی ها پنهان شدیم و نجات یافتیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه