زهد عملي
به نقل از مادر شهید: ماديات و تجملات به چشم ايشان نميآمد و اهميت نداشت و با رفتارش آن را به ديگران منتقل ميکرد. دوست داشت عروسي بگيريد، در شب نيمۀ شعبان مهماني کوچکي تدارک ديد و زندگي خود را آغاز کرد.
يک بار با اقوام به باغ رفتم. در جمع بوديم که سبد اناري را آوردند. محمدجعفر از بين انارها دو اناري را که نسبت به بقيه تازه نبودند، برداشت و شروع به خوردن کرد.
به او گفتم: «چرا از انارهاي خوب و درشت بر نداشتي؟»
جواب داد که بهاي اين شکم آن قدر زياد نيست که بخواهد با خوردنيهاي خيلي خوب پر شود.
ثبت دیدگاه