محبت ومهربانی
به روایت از بی بی خانم خوش سیما : روزه داشتم نمی توانستم بچه ام راشیر بدهم . بنابراین بچه خیلی گریه می کرد شهید علت گریه را از مادرم پرسید گفت : خواهرت روزه گرفته شیر ندارد که به بچه اش بدهد . شهید رفت ویک قوطی شیر خشک آورد وگفت : من خیلی ترا دوست دارم . گفتم برای چه ؟ گفت : برای این که تو روزه می گیری شیر هم می دهی ، خیلی ترا دوست دارم . شیر راآماده کرد وداخل شیشه ریخت وبه دهان بچه گذاشت .
ثبت دیدگاه