پیش بینی شهادت
به روایت از اعظم خسروی : یک روز قبل از اینکه برای دومین بار به جبهه برود پیش من آمد وگفت : خواهر این بار که به جبهه بروم دیگر برنمی گردم. گفتم: چرا مصطفی جان ان شاء ا... بر می گردی و دوباره باهم هستیم. گفت: نه واشاره به دستش کرد. کله ای که شکل تانک و روی ناخن انگشتش کشیده بود. و گفت: ببین این شکل تانک است و مطمئن هستم که این آخرین بار است که شما را می بینم وآخرین صحبتی بود که با او داشتم و علاقه شدیدی به نماز داشت. و کسی که به من نماز را یاد داد ، برادرم مصطفی بود و من تا عمر دارم برای شادی روحش دعا می کنم.
ثبت دیدگاه