خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از فاطمه خدادادی : بعد از شهادت برادم علیرضا یک شب خواب دیدم که قسمت مزار شهدا کربلا است و من خیلی گریه می کردم . همه ی شهدا دور حرم بودند و حتی شهدایی که زخمی شده بودند زخم هایشان بسته بود . گفتم : آخر شما ها که کشته شده بودید و ما هم شما را دفن کردیم برادرم گفت : من هیچ آسیبی ندیده ام و ادامه داد که من زنده هستم و تمام کارهای شما را می بینم . چرا مادر این قدر سر و صدا می کند ؟
ثبت دیدگاه