شناسه: 170238

خاطرات نحوه مجروحیت

به روایت از غلامرضا ناوشکی : یادم هست برادرم جواد خانی زمانی که مجروح شده بود نحوه مجروحیتش را اینگونه برای من تعریف کرد که تانک مورد هدف آر پی جی دشمن قرار گرفت و در حال انفجار بود من هر طور بود خودم را بالا کشیدم و از تانک پایین پریدم ولی در همان لحظه تانک منفجر شد و چند ترکش به بدم خورد ولی چشم درد شدیدی را حس می کردم و احساس می کردم داغ شده است ناگهان متوجه شدم خون مثل فواره از چشمم بیرون می زند. دستم را روی چشمم گذاشتم و از جا بند شدم و به طرف خاکریزهای خودی رفتم که توسط نیروهای دشمن به تیر بسته شدم دو تا تیر به شانه هایم خورد ولی از رفتن منصرف نشدم و هر طور بود خودم را به خاکریز خودم رساندم و دیگر چیزی متوجه نشدم تا اینکه چشم باز کردم و دیدم در بیمارستان هستم و لطف خدا بود که من از آنجا نجات یافتم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه