شناسه: 170286

احساس مسئولیت

به روایت از علی اکبر خان قلی : به خاطر دارم یک روز علی در خانه نشسته بود و اخبار شروع شد بلافاصله گوینده خبر اعلام کرد عملیات شروع شده و به دنبال آن مارش عملیات از رادیو پخش شد در همین حین دیدم که علی اشک در چشمانش حلقه زد و گریه می کند وقتی علت را پرسیدم گفت دلم می خواست الان در عملیات شرکت کنم ما چطور میتوانیم در خانه بنشینیم و همنوعان ما برای دفاع از کشور با دشمن بجنگند مگر خون ما از آنها رنگینتر است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه