بدون عنوان
شهید علیرضا خاکساری از همان اوان کودکی علاقه خاصی به اسلام و خاندان عصمت داشت و این علاقه را به وضوح در مجالسی که ذکر مصیبت امام حسین بود ،نشان می داد .در ایام محرم در مراسم سینه زنی و نوحه خوانی شرکت می کرد و گاهی هم خود مداحی می کرد . وی علاقه شدیدی به امام (ره) داشت و تنها آرزویش دیدن ایشان بود .)) ((شهید هیچگاه نماز شب را ترک نمی کرد و تا می توانست بیشتر روزها را روزه می گرفت . تا جائی که از دستش بر می آمد به یتیمان و مستمندان کمک مالی می کرد . شرکت در مجالس مذهبی بحث اخلاق وتفسیر قرآن و خودسازی،شرکت مکرر در دعاهای کمیل و توسل و حضور در بیمارستان برای کمک به مجروحین از جمله کارهای این شهید بود.)) اسم و آدرس هیچ وقت آن روز را فراموش نمی کنم . برای اولین بار بود که کسی آنقدر سریع با من حرف می زد .آن هم در اوج دوستی .وقتی از یکدیگر جدا می شدیم گفت:تو بالاخره اسم و آدرست را به من ندادی .گفتم انشاء الله از خط که برگشتم ،گفت:آمد و بر نگشتی ،با تعجب پرسیدم:یعنی چه، من نباشم آدرس به چه دردت می خورد ؟ گفت: ما اینقدربی معرفتیم که شب سوم و هفتم و چهلم وسال رفیقمان شرکت نکنیم ؟ ایوالله پایم لای در مانده اوایل که به گردان تخریب رفته بودم ، یکی از دوستان جدیدم جواد جقه سبز بود . یک پای خود را در عملیات از دست داده بود. بعد از اینکه صمیمی تر شدیم از او خواستم برایم جزییات مجروح شدنش را توضیح بدهد.همیشه طفره می رفت تا بالاخره او را از رو بردم . اما واقعا این طور نبود . تا پایان جنگ هم نفهمیدم قضیه به چه نحو بود می گفت :راستش من قبل از اینکه از ناحیه پا زخمی بشوم شهید شدم! به اتفاق چند نفر از دوستان رفته بودم آن دنیا بعد که تکلیفمان روشن شد خواستیم برویم بهشت ، یعنی رفتیم، دوستان رفتند، من که خواستم داخل بشوم در را بستند و پایم ماند لای در وازبالای ران قیچی شد! ناچار برگشتم به دنیا تا پرونده را تکمیل کنم
ثبت دیدگاه