خواب و رویای ئیگران در مورد شهید
. شب قبل از شهادت ایشان را در خواب دیدم که عصا به دست گرفته و از ناحیه پا مجروح است. من به او گفتم: " بیا بنشین " فضل الله در پاسخ به من گفت: " می خواهم بروم " و گفت: " من از وقتی که به جبهه رفته ام اطراف ما گلوله باران است. " بعد من پرسیدم: " چطور آمدی؟ " ایشان گفت: " من از یک کنار آمده ام و باید به سوی جبهه برگردم. " روز بعد بود که از طرف سپاه خبر شهادت ایشان را به ما دادند.
ثبت دیدگاه