شناسه: 170990

پیش بینی شهادت

یادم می آید آخرین دفعه که برادرم نریمان به مرخصی آمده بود موقع رفتن اش من ظرفی را پر از آب کردم تا که پشت سر ایشان بریزم ولی ایشان از ریختن آب پشت سرش ممانعت کرد وقتی علتش را پرسیدم گفت : من دیگر باز نخواهم گشت پس بهتر است که آب را نریزی و این آخرین دفعه ای است که ایشان را دیدم و ایشان همچنان با شهادتش به سوی معبود خویش پرگشود و مرا اینجا با چشمانی منتظر در انتظار گذاشت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه