شناسه: 171060

بهانه

آرام – همرزم: مجید، بچه ها را خیلی اذیت می کرد. یک شب در قرارگاه ایلام، بچه ها تصمیم گرفتند با شیرین کاری های مجید، مقابله به مثل کنند و گوشه چشمی به او نشان دهند تا رفتارش را عوض کند.
همه منتظر بهانه بودند. مجید یک لیوان آب روی یکی از بچه ها ریخت.
بلافاصله چند تا از بچه ها، دست و پای مجید را گرفتند، او را داخل منبع آب سرد انداختند و درش را بستند. مجید با زحمت زیاد در منبع را باز کرد و بیرون آمد. هوا خیلی سرد بود. اول مقداری دوید تا گرم بشود. بعد چای آتشی درست کرد، همه بچه ها را صدا زد و گفت: بچه ها بیایید چای بخوریم. به تک تک بچه هایی که این بلا را سرش آورده بودند، با لبخند چای داد

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه