خاطرات سیاسی
به روایت از فاطمه قائنی : او در سن 8 سالگی با پدرش رفتند به راهپیمایی پدرش او را با موتور برد تا بعد خودش بر گردد . وقتی که می خواست بر گردد یکی از ما موران طاغوت او را می بیند که عکس امام ( ره ) را دارد . به او می گوید که این چیست ؟ او هم می گوید : عکس امام است و از دست آنها فرار می کند و می رود به سمت خیابان تهران و ما به او گفتیم : هر وقت گم شدی آدرس را بگو نشانت می دهند و وقتی می پرسه اشتباهی نشانش می دهند . بعد او سر از جای دیگری در می آورد که دورتر از منزل ما بوده او وقتی می بیند که گم شده به موتور سواری که از آنجا می گذشت جریان را می گوید تا اینکه موتور سوار او را به منزل می آورد .
ثبت دیدگاه