شناسه: 171425

خاطرات جنگي

راوی علی حیدر زوار: در مناطق عملیاتی پیرانشهر، سردشت، دو شبانه روز پیاده روی داشتیم تا به مقاصد خود برسیم. چون راه طولانی و کوهستانی بود و نیروها خسته شدند، لحظه ای را قبل از قله نوردی استراحت کردند. در همان لحظه دشمن در بالای همان قله مستقر بود ولی به لطف خدا متوجه ما نشد. به محض حرکت کردن نیروها به طرف قله، محراب گفت: "برادران سریع تر حرکت کنید، سنگر دیده بانی دشمن متوجه حضور ما شده است." هنگامی که دشمن از حضور ما در آن منطقه باخبر شده بود هر کار کرده تا نیروهایش از خواب بیدار شوند، موفق نشده بود و این از الطاف الهی بود تا ما به بالای قله برسیم. حدود 20،15 متر بیشتر با دشمن فاصله نداشتیم. درگیری شروع شد و با توجه به این که ما یک گردان بیشتر نبودیم و از تجهیزات جامانده از دشمن مشخص بود آن ها نیروهای بیشتری نسبت به ما داشتند، ولی ما با عنایت خدا، تلفات سنگینی بر دشمن وارد آوردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه