لحظه و نحوه شهادت
راوی محمد رضا عبدی: شب عملیات کربلای 5 محراب یک جا نشسته بود و گریه می کرد و یک سره دعا می خواند . بعد، از تمام بچه ها حلالیت طلبید و گفت : من شرمنده حضرت زهرا ( س) هستم و از حضرت می خواهم که اگر شهادت نصیبم شد بدنم سالم بر نگردد . اتفاقاً همانطور که آرزو کرده بود بر روی پل دو عیجی در اثر اصابت راکت هواپیما پودر شد و فقط یک تکه گوشت از ایشان باقی نمانده بود .
ثبت دیدگاه