شناسه: 171433

عشق شهادت

راوی علی خسروی: پس از اینکه محمود کاوه شهید شد یکروز که با محراب در حال صحبت بودیم محراب گفت: مسعود، نگاه کن کاوه که رفت کم کم دارد همه کسانی را که در اطرافش بودند با خودش می برد. محراب و کاوه خیلی بهم علاقه داشتند. گفتم: حاجی، تو که صمیمی ترین دوست کاوه بودی حتماً اول شما را می برد. گفت: نه، مرا گذاشته تا جای خالیش را پر کنم.گفتم: نه، آقای منصوری و فلانی و فلانی هستند. محراب خندید و گفت: بابا من مشاوره عملیاتش بودم. چه داری می گویی؟ بعد از مدتی که برادر همت به شهادت رسید آمد وگفت: مسعود، نگاه کن همت هم رفت. کاوه یکی دیگر از بچه ها را با خودش برد. زمانی که خود محراب شهید شد با خودم گفتم: کاوه در نهایت محراب را هم با خودش برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه