شناسه: 171450

خاطرات سياسي

راوی زهرا حسینی محراب: زمانی که در سال دوم راهنمایی و در مدرسه استاد شهریاری 30 متری طلاب درس می خواندم یکروز اصغر مدرسه شان را تعطیل کرده بودند تا بتوانند در راه پیمایی شرکت کنند . شب همان روز برادرم به من گفت : فردا می خواهیم به مدرسه شما بیاییم و آنجا را هم تعطیل کنیم من هم صبح که به مدرسه رفتم جریان را به دوستان و همکلاسیهایم گفتم تا آماده باشیم . یک دفعه سر کلاس درس بودیم که صدای تظاهرات از خیابان کناری آمد . بچه ها گفتند : چه خبر است ؟ گفتم : نترسید اینها آمده اند تا مدرسه ما را هم تعطیل کنند . بلافاصله ما هم با آنها همراه شدیم . و مدرسه ما هم از آن روز تا پیروزی انقلاب تعطیل بود .س

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه