شناسه: 171457

دقت در حلال و حرام

راوی سکینه پروانه: چند روز قبل از اینکه مجدداً به منطقه برویم یکروز به مغازه خوار و بارفروشی پدر شوهرم رفتیم تا مقداری وسایل و اقلامی را که نیاز داشتیم تهیه کنیم. بعد از این که وسایل و اقلام مورد نیازمان را برداشتیم، همسرم علی اصغر حسینی محراب اصرار می کرد که پول آنها را تا ریال آخرش را با پدرش حساب کند. من به او گفتم:‌ شما که می بینید پدرتان می گوید نیازی به دادن پول نیست پس چرا می خواهید پول اینها را حساب کنید؟‌ همسرم محراب گفت:‌ من باید حتماً پول این وسایل را بدهم چون پدرم یکسره با ترازو سرو کار دارد و ممکن است خدای ناکرده ترازویش کم و زیاد شود. به همین دلیل من دوست ندارم فرزندم پولی را که از ترازو بدست می آید، بخورد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه