شناسه: 171470

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی زینب حسینی محراب: یک شب خواب دیدم که پدرم آمده است خیلی خوشحال و شاد گفت : من برمیگردم . دخترم مطمئن باش که من بر می گردم و به همه نشان می دهم که تو (فرزند شهید )راست می گویی . من هم در همین لحظه رو به عموهایم کردم و گفتم دیدید که من راست می گفتم و آن قبری که شما در بهشت رضا درست کرده اید قبر پدرم نیست و من هم به آن اعتقاد ندارم . گوش کنید پدرم بر می گردد . در این لحظه بود که از خواب بیدار شدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه