شناسه: 171472

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی زهرا حسینی محراب: شب قبل از برگزاری مراسم سالگرد برادر شهیدم حاج علی اصغر حسینی مادر شوهرم خواب می بیند که اصغر به داخل مسجد که تعدادی زیادی از مردم هستند آمده و می گوید : من آمده ام تا به اتفاق این جمعیت نماز جماعت بر پا کنم و خودم هم امام جماعتشان باشم . بعد از پایان نماز به همه اینها غذا می دهم . روز برگزاری مراسم سالگرد ، پدرم چند دیگ شله را به مسجد برد و در ابتدا نماز جماعت خواندند و بعد از نماز نهار خوردند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه