فکاهي وقايع خنده دار
راوی علی حسینی محراب: قبل از درگیری جنگل آلواتان برادر سنجوی (فرمانده قرارگاه سیدالشهداء) و برادر محمودکاوه جهت تصرف یکی از مقرهای مهم و استراتژیک کومله ها در یکی از ارتفاعات مشرف به منطقه عملیاتی اصغر را انتخاب کردند که به همراه گروهی جهت پاکسازی آنجا برود. اصغر محراب به همراه احمد صلواتی خواهر زاده شهید به اتفاق تعدادی دیگر به آنجا رفتند. و عملیات انجام دادند تا اینکه به سنگر آخر رسیدند. دور تا دور سنگر را نیروهای ایرانی محاصره کردند. اما کومله ها به شدت مقاومت می کردند. یکی از نیروهای کومله نارنجکی را به بیرون پرتاب کرد که موج انفجار و ترکش آن باعث پرتاب اصغر شد اما نیروهای او موفق شدندکه آن سنگر را بگیرند و کومله ها را به درک واصل کنند. پس از فتح کامل آن منطقه محمود کاوه از بی سیم چی اوضاع را می پرسد و بی سیم چی هم بی سیم را به نزد اصغر آورده بود که خودش صحبت کند و اوضاع را برای محمود کاوه تشریح کند. اصغر هم در حالتی ما بین هوش با لهجة مشهدی گفته بود که: محمود تپه رو گرفتم ولی خودمم رفتم. بعد از مدتی که اصغر خوب شد برادر سنجوی هر وقت با برادر کاوه تماس میگرفت یا با یکی از بچه های تیپ صحبت می کرد می پرسید و می گفت: اصغر رفتی یا هنوز هستی.
ثبت دیدگاه