قدرت روح و کرامت نفس
راوی محمد شیخ: علی اصغر محراب، چند نفری را از محله 20 متری طلاب، همراه خود به جبهه آورده بود. آن ها دارای اخلاق و روحیات خاصی بودند. به اصغر انتقاد کردیم و گفتیم:" شما چند نفر را این جا آورده ای که اصلاً با روحیات و تفکرات ما سازگاری ندارند." یکی از آن ها را من می شناختم. اخلاق خاص خودش را داشت. به نماز اهمیت زیادی نمی داد. اصلاً با بافت نیروهای اطلاعات جور در نمی آمد، محراب او را به عنوان راننده خود انتخاب کرده بود. بسیاری از بچه ها از این فرد دلخور بودند، به همین جهت به محراب اعتراض کردند:" ما با این فردی که شما این جا آورده ای، نمی سازیم. او را باید از واحد اطلاعات، بیرون نمایی." محراب در پاسخ به ما گفت:" شما نمی دانید، من او را این جا آوردم تا اصلاح شود و تا زمانی که اصلاح نشود، از این جا بیرون نمی رود و من کسی نیستم که او را از این جا بیرون نمایم." آن فرد در واحد اطلاعات، نقش رانندگی را بر عهده داشت و چنان تحت تأثیر شخصیت محراب قرار گرفته بود که به کلی با گذشته خود فرق می کرد. او نسبت به نیروهای اطلاعات وفادار بود و در بیشتر عملیات ها شرکت می کرد و امروز او یکی از کسانی است که مورد احترام مردم می باشد و از نیروهای مذهبی که سال ها در جبهه بود، به شمار می آید و اگر برخورد آن روز محراب در جهت اصلاح این فرد نبود چه بسا که امروز او یکی از افراد ناسالم اجتماع می شد.
ثبت دیدگاه