شناسه: 171735

تلاش و پشتکار

به روایت از ثریا حسینی : درمانوری با سید محمود حسینی در کنار یکدیگر بودیم . 24 ساعت بود که نخوابیده بودیم صبح فردا نیز بایستی برای شرکت در یک گردهمایی در مشهد حضور پیدا می کردیم . حضور سید در این گردهمایی به عنوان مسئول عملیات و جانشین پایگاه ضروری بود . خسته بودیم ولی هر طوری بود روانه مشهد شدیم بعد از اتمام مراسم بدون لحظه ای استراحت دوباره به شهرستان بازگشتیم . سید علیرغم اینکه شب قبل نخوابیده بود و بسیار خسته بود در کنار من بیدار بود تا من نخوابم . در طول مسیر از مسائل مختلفی صحبت می کرد تا به شهرستان رسیدیم . سید لحظه ای چشمانش را روی هم نگذاشت . مجدداً برای حضور درمانور به راه افتادیم آن شب نیز نتوانستیم بخوابیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه