شجاعت و شهامت
به روایت از ثریا حسینی : مطلع شدیم که اشرار در منطقه ، ماشینهای جهاد سازندگی را از کوه به پایین انداخته اند با سید محمود حسینی و دو نفر دیگر از برادران آمادگی خود را برای با خبر شدن از اوضاع اعلام کردیم. نفری سه خشاب برداشتیم و با لندوری به طرف منطقه مرزی گلی به راه افتادیم . گلی منطقه ای صعب العبور بود و ورود به آنجا بسیار مشکلی بود . فقط جاده ی مالرو داشت . به هر زحمتی بود خود را به بالای کوه رساندیم . درگیری شروع شد ولی اشرار خودشان را نشان ندادند فقط تیر اندازی می شد . آنها پا به فرار گذاشتند بعد از درگیری به عقب برگشتیم تگرک عجیبی شروع به باریدن کرد. پیشنهاد دادم که صبر کنیم بارش تگرک قطع شود بعد برویم . ولی سید گفت : نه ممکن است ماموریتی پیش بیاید و سپاه خالی شود و یک سری مشکلات پیش بیاید.
ثبت دیدگاه