شناسه: 171755

عشق شهادت

به روایت از ثریا حسینی : بارها اظهار می کردم که با امام دیداری نداشته ام و آرزو دارم خدمت امام برسم سید محمود حسینی می گفت: هر آرزویی که داشته باشم به آن می رسیم . این آرزوهای من در والفجر 8 برآورده شد . یکی از آرزوهای سید محمود پیروزی در جنگ بود وقتی با ایشان صحبت می کردم می گفت : فلانی اگر ما که برای نیروها تبلیغ می کنیم تا در عملیات شرکت کنند روزی از این جنگ سالم بیرون بیاییم و شهید نشویم بعداً جواب دادن به نیروها خیلی سخت خواهد بود سید حرفش را ادامه داد و گفت : آرزوی من شهادت است و این را از خدا خواسته ام و مطمئن باشید که شهید می شوم در عملیات کربلاب 4 و 5 بسیاری از نیروهای شیروان به شهادت رسیدند سید می گفت : ما سه چهار نفر فرمانده ی گردان هستیم یکی از ما باید در این میان شهید شود و گرنه جواب خدا را چه باید بدهیم .سید خودش را آماده ی شهادت کرده بود هر روز به خدا نزدیکتر می شد تا سرانجام به آرزویش رسید و شربت شهادت را نوشید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه