خاطرات بعد از مجروحیت
به روایت از ثریا حسینی : سید محمود حسینی مجروح شده بود به منزل ایشان رفتم می گفت : فلانی آنچه را که می خواستم خدا به من داد سوال کردم چه چیزی را از خدا می خواستی ؟ سید گفت: خدا پسری به من داده که می خواهم او را طوری تربیت نمایم که اگر شهید شدم او برای انقلاب و اسلام مفید باشد و ادامه دهنده ی راه من و همه شهدا باشد با اینکه مجروح بود و درد را تحمل می کرد گفت : این جراحت که چیزی نیست اگرخدا جان ناقابل ما را بپذیرد تقدیم نمائیم .
ثبت دیدگاه