خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از قمربیگم حسینی : به خاطر دارم بعد از شهادت فرزندم سیدمجید یک شب خواب دیدم که در مسجد پیغمبر هستم، چند تا از ائمه با عمامهی سبز ایستاده بودند، دیدم مجید هم در جمع آنهاست آمد و گفت: مادر چطوری؟ گفتم: مریض هستم قلبم درد میکند، که قرصی به من داد و خوردم و حالم خوب شد که از خواب بیدار شدم و اثری از مریضی درخود ندیدم.
ثبت دیدگاه