عشق به جهاد
به روایت از محمدعلی حسینی نژاد : یادم است یکبار که از جبهه به مرخصی آمده بودم فرزندم جلال من گفت : پدر جان حالا که شما آمده اید من می خواهم بروم گفتم : نه شما کوچک هستید . گفت : نه پدر جان اگر شما ده بار هم که بروید هیچ اجری برای من ندارد شما برای خودتان می روید و من هم برای خودم وقتی دیدم که ایشان پافشاری می کند من اجازه دادم که فرزندم در جبهه شرکت کند .
ثبت دیدگاه