شناسه: 172427

لحظه و نحوه شهادت 2

به روایت از ابوالقاسم حسینی : برادر محسن حسنی معاون گردانمان بود. من در آنموقع که ترکش خورد وی را ندیدم ولی در لحظه جان دادن دیدم زمانیکه ایشان جان می داد بچّه ها او را عقب کشانده بودند و آنجا گذاشته بودند ما هم به مکان فرماندهی خودمان که بیسیم در آنجا بود آمده بودیم و جنازه را هم به آنجا آورده بودند یکی از برادران بسیجی با دیدن وی داد کشید و گفت: معاون روح الله شهید شد بعد یکی دیگر از برادرها بنام سعید سهیلی به وی گفت: که صحبت نکن و دهانش را ناخواسته گرفت سپس خود سعید سهیلی آمد و برادر محسن حسنی را تکان داد و گفت: برادر حسنی برادر حسنی امّا او چیزی نگفت فقط یک بار گفت: لااله الاالله و بعد جان داد دیگر نتوانستند چیزی از وی سئوال کنند. چفیه ای داشت که آن را رویش کشیدند و سریعاً به پشت خط منتقلش نمودند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه