شناسه: 172436

توصیه های شهید 2

به روایت از ابوالقاسم حسیبنی : یک شب منزل مادرم بودم ، نیمه های شب بلند شدم که بچه ام راشیر بدهم که دیدم از گوشه ی حیاط صدای گریه و راز و نیاز و عبادت می آید. وقتی آهسته به گوشه ی حیاط رفتم دیدم ایشان دارد نماز شب می خواند و در حال عبادت است ، ولی در عین حال به گوشه ای از حیاط دور از اتاق ها رفته بود که اهل منزل از خواب بیدار نشوند و یا کسی متوجه نشود که او این کار را می کند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه