شناسه: 172456

اهمیت دادن به سلامتی نیرو هاذ

به روایت از منصوره حسنی : یادم است در اهواز انتهای پادگان برونسی چون حالت بیابانی داشت یک منطقه ای از آن را آماده کرده بودیم برای اردوها و رزم های شبانه. در یکی از رزم های شبانه بچه ها را به آن طرف منطقه حرکت دادیم. آقا محسن در آنجا مسئول یکی از گروهانها بود، در آنجا برای انفجارها از بمب های ناپالم که دست ساز بود ( به این صورت که در بشکه های 20 لیتری، گازوئیل می ریختند و درست می کردند) استفاده می کردند تا به این صورت ترس و دلهره ای که بچه ها دارند از بین برود. در هنگام انفجار بمب ها دقیقاً مطلع بودیم که چه موقع باید آنها را منفجر کنیم. وقتی فریاد الله اکبر گفته شد نیروها همه حرکت کردند و حاج آقای ثابت نگاه می کرد و وقتی نیروها 50 متری از بمب ها جلوتر می رفتند دستور می دادند که آنها را منفجر کنید، چون من بی سیم چی آقا محسن بودم ایشان به من گفتند:" رضا پاشو ببین بچه ها در چه وضعیتی هستند و بقیة گروهانها کجا هستند تا من دستور حرکت بدهم." آقا محسن فرمان حرکت داد و وقتی دقیقاً به وسط میدان رسیدیم مصادف شد با دستور انفجاری که شهید فاضل داده بودند. ما دقیقاً بین آتشها بودیم، یعنی به راحتی گرمای مشتعل شده از بمب ها را حس می کردیم. حتی تمام موهای صورت آقا محسن سوخته بود چون از همه جلوتر بودند. به هر حال با هوشیاری آقا محسن و لطف خداوند توانستیم بچه ها را از آن معرکه نجات دهیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه