شناسه: 172467

شجاعت و شهامت 2

به روایت از منصوره حسنی : یادم می آید یک شب که برای شرکت در تظاهرات رفته بودیم، نیرو های ارتشی برای متفرق کردن مردم از گاز اشک آور استفاده می کردند. ناگهان یکی از گازهای اشک آور قسمتی که من و محسن ایستاده بودیم افتاد. محسن در حالی که آن زمان 14 سال بیشتر نداشت با شجاعت هر چه بیشتر گاز اشک آور را برداشت و به طرف نیروهای شاهنشاهی پرتاب کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه