شناسه: 172554

عشق به جهاد 1

به روایت از مریم اردمه ای : یادم می آید محمد مهدی وقتی بعد از ازدواجش ، می خواست به جبهه برود. به او گفتم: مادرجان، شما می خواهی عروس بیاوری، چطور می خواهی به جبهه برود؟ محمد مهدی گفت: من تمام وسایل زندگی را برای همسرم فراهم می کنم بعد به جبهه می روم و ایشان نمی تواند من را از راه انقلاب و اسلام باز دارد. گفت: من که از حنظه بهتر نیستم که روز بعد از عروسی به نبر با کفار رفت و شهید شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه