شناسه: 172560

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2

به روایت از مریم اردمه ای : یک شب خواب دیدم که از زمین و آسمان گوله توپ و خمپاره به سوی خانه ما می بارد، من در خانه بودم ولی جرأت نمی کردم که بیرون برم. بعد پدر محمد مهدی آمد و بچه را که در پارچه سفید بود برداشت و از یک سوراخ بسیار کوچک بیرون رفت و گفت: شما بچه های دیگر را بیاور. روز بعد که خبر شهادت ایشان را آوردند من فهمیدم که آن بچه همان محمد مهدی بوده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه