خواب و رویای دیگران درمورد شهید 2
به روایت از ماه پری شایسته : هنگامیکه محمد به شهادت رسیده بود تا مدتی خبر شهادت او را به ما نداند. یک شب خواب دیدم روی زمین خوابیده ام و تنوری از آتش مرا به کناری پرت کرد و در همان لحظه هراسان از خواب بیدار شدم. بعد از ظهر همان روز به روستای دیگری برای مراسم روضه دعوت بودیم. در آن مراسم صحبت می کردند که از روستای قلچق یک فرمانده به شهادت رسیده. از حرف های آنها و خوابی که دیده بودم تقریبا به یقین رسیدم. فرزندم محمد به شهادت رسیده و بعد از سه روز بود که جنازه اش را آوردند
ثبت دیدگاه