خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1
قبل از شهادت همسرم فرزند کوچکم فاطمه از خواب بیدار شد و گفت:«مادر بلند شوید که بابا را کشتند!» گفتم: مادر جان بخواب شما خواب دیدی. خوابیدم دوباره خودم خواب دیدم که چهار گوسفند را دارم پوست می کنم که از خواب بیدار شدم و صبح زود صدقه دادم. و بعد از چهار روز خبر شهادتش را آوردند.
ثبت دیدگاه