آخرین واع با خانواده
به روایت از شکر شکری : فرهاد مرحله آخر که می خواست به جبهه برود مقداری پول خورد روی سرش ریختم . فرهاد به این عمل من اعتراض کرد و گفت : این پولها را جمع کن و ببر به فقرا بده ، نگذار پولها روی زمین بریزد چون گناه دارد و اسراف است .
ثبت دیدگاه