عشق به جهاد 2
به روایت از شکری شکری : مرحله آخری که فرهاد می خواست به جبهه برود فصل رسیدن انگور بود به همین خاطر من به او گفتم: کمی صبر کن تا انگور ها برسد بعد برو. ایشان گفتند: این انگورهای دنیوی که چیزی نیست، من خواهان انگورهای بهشتی هستم. سپس همانطور که قدم می زد می خندید. گفتم: پسرم به چه چیزی می خندی؟ گفت: بوی بهشت به مشامم می رسد.
ثبت دیدگاه