تواضع و فروتنی 1
به روایت از عیسی حسن زاده : مانی که برای آموزش به منطقه ایلام رفتیم پس از گذشت چند روز چادر تحویلمان دادند . فرهاد جزء چادر ما بود . ایشان اولین نفری بود که وارد چادر شد ولی ایستاد تا دوستان دیگر جا به جا شوند و جای خود را در چادر درست کنند . بعد برای خودش یک جا نزدیک درب چادر انتخاب کرد هر چه دوستان اصرار کردند که جای بهتر را بگیرد قبول نکرد و گفت : که همین جا خوب است .
ثبت دیدگاه