شجاعت و شهامت 2
به روایت از عیسی توحیدی : در همان شب اول که در منطقه بودیم، به دلیل نزدیک بودن بیش از حد ما با دشمن اضطراب و دلهرهایی بین بچه ها بوجود آمده بود ولی فرهاد بدون هیچگونه اضطرابی رفت و از جلوی آبی که از کنار سنگر می گذشت وضو گرفت و نمازش را اول وقت خواند.
ثبت دیدگاه