ابتکار و طرحهای نظامی
به روایت از ابوالقاسم سبزی : قبل پاتک مهران بود . نیروهای برای عملیات آماده می شدند و ما در پادگان ظفر لشکر 5 نصر خراسان جزء گردان عبدا... بودیم و احمد فرمانده گروهان ما بود. همیشه نیروها قبل از عملیات برای آمادگی رزمهایی را روزانه و شبانه تدارک می دیدند و خشم شب می زدند تا اینکه در یکی از این خشم شبها شهید احمد حاجی نقی سعی می کند تا با تاکتیک جدیدی این شب نیروها را بیدارباش بزند. مقداری مین و مواد منفجره را داخل شن ها و خورده سنگهای کنار سوله فلزی قرار می دهد تا با انفجار آنها سنگ ها و ریگها به دیواره سوله ورقی که محل استقرار نیروها بود برخورد نماید و این عمل باعث بیداری نیروها گردد. همچنین لرزشی که از انفجار پدید می آمد باعث می شد تا نیروها سریعاً خود را آماده سازند و این سوله دو درب ریلی داشت که در ضلع شرقی و غربی آن بود که درب شرقی تا حدودی مسدود بود و رفت و آمد از درب غربی صورت می گرفت و شبها نیز آن را می بستند. ساعت 1/5 بامداد بود که ناگهان صدای انفجار های پی در پی ما را که در چادر بودیم بیدار کرد و آماده شدیم تا به راهپیمایی شبانه برویم ولی از درون سوله خبر نداشتیم. انفجارهای پی در پی و پرتاب شدن خورده سنگهای بر روی ورقه های فلزی سوله و همچنین لرزش سوله باعث شده بود تا نیروها از درب شرقی خارج شوند ولی آنجا دوشیکایی مستقر شده بود که رو به سوله ولی به طرف آسمان پی در پی شلیک می کرد رگبار گلوله های این آتشبار همه بچه ها را به وحشت انداخته بود و فکر می کردند حمله هوایی شده است و این هواپیماهای عراقی هستند که شبانه حمله کرده اند و لرزش سوله ناشی از اصابت گلوله آنها در نزدیکی محل اسقرار نیروها می باشد.یک مرتبه نیروها به طرف درب غربی هجوم آوردند و آن را متحدا باز کردند و با وحشت از در درون سوله فلزی خارج شدند همگی سراسیمه بودند و توهماتی داشتند و هر کدام جایی می دویدند یکی از این بچه ها جاده را گرفته بود و به طرف پایین به سرعت می دوید. دژبان جلوی ایشان را می گیرد او می گوید مگر نمی دانید حمله هوایی شده است وقتی دژبان متوجه می شود ایشان پابرهنه تا اینجا دویده است می خندد و می گوید ما که صدایی نشینیده ایم خبر چند انفجار آنهم انفجارهای خشم شب است و صدای غرش هواپیماها نیست. بازهم قبول نمی کند و می گوید همه بچه ها می گفتند حمله هوایی شده است چرا که انفجار مین ها و موادمنفجره باعث شده بود تا در درون سوله وحشت عجیبی رخ دهد و همه را سراسیمه کند و فردای آن روز وقتی شهید را مخاطب قرار دادیم و گفتیم شما فکر نمی کنید که شاید مواد منفجره و مین ها آسیبی به سوله برساند و از این طریق بچه ها آسیب ببینند گفت این صحنه تشابه اندکی با عملیات داشت اینها باید برای یک عملیات آماده شوند که هر انفجاری در آنجا متحمل است. فردای آن شب به این سراسیمگی می خندیدند و چاشنی صحبتها شده بود.
ثبت دیدگاه