لحظه و نحوه شهادت
راوی صغری مرادیان: فرزند عزیز شهیدم علی رضا موقع شهادت اول هر دو دستش قطع می شود بعد به شهادت می رسد قبل از شهادتش دختر خواهرم می گوید: یکی از همسایگانمان که اصلا علیرضا را ندیده بود خواب می بیند حضرت اباالفضل علیه السلام دو زانو نشته اند و سر یک شهید را بر روی زانوهای مبارکشان گذاشته اند بعد جلو می رود می پرسد آقا جان این جوان کیست؟ حضرت می فرمایند: علیرضا مرادیان از میر آباد است و مثل من دست ندارد دست هایش را در راه خداوند تبارک و تعالی داده که یک دفعه از خواب بیدار می شود و صبح همان روز خوابش را برایم تعریف کرد. چند روز بعد که جنازه ی فرزندم علیرضا را آوردند آن زن هم آمده بود و بعد از این که جنازه ی فرزندم را دید فریادی کشید و گفت: این شهید خودش است. این شهید از مقربان درگاه الهی است او در زمان شهادتش سرش بر روی زانوهای مبارک حضرت اباالفضل علیه السلام بود.
ثبت دیدگاه