شناسه: 173588

لحظه اسارت

به روایت از رضا چمنی : پس از آزاد شدن از اسارت در جلسات مختلفی که با دوستان نشسته بودند با اصرار زیاد دوستان نحوة اسارت و آزاد شدن و نیز قسمتی از جریانها را که در آنجا به پیوسته اینچنان بیان نموده اند: یک روز که به مأموریتی که به ما داده شده بود به منطقه رفتیم به کمین نیروها ضد انقلاب به گروهک خبات برخورد کردیم ، در آنجا با فرمانده گروه صحبت کردم نباشد که بچه ها را از منطقه درگیری دور کنیم، من گفتم می روم روی این تپه و نیروهای دشمن را سرگرم می کنم و شما نیرو ها را از این منطقه بیرون ببرید(در همین درگیری نیری به پای ایشان اصابت می کند). به بالای تپه خودم را سریع رساندم و در پشت چند تخته سنگی که بود سنگر گرفتم ، چون پایم مجروح شده بود و خونریزی می کرد پایم را بصورت دراز روی سنگی که از قسمتی که نشسته بودم مقداری بلندتر بود گذاشتم تا از قسمت فوق زخم فوق کمتری بیاید و به طرف نیروهای دشمن مشغول تیراندازی کردن شدم 7 و از این فرصت فرمانده گروه استفاده کرد و نیروها را از منطقه درگیری خارج کرد. در همین حال گروه ضد انقلاب که تعداد آنها در آن حدود شصت یا هفتاد نفر به نظر می رسید به دو گروه شدند ، یک گروه از آنها تپه را دور زده بودند و از پشت به سمت بالا تپه به پیش می آ مدند، موقعی که متوجه از پشت نیز در محاصره قرار گرفتم، نیروهای دشمن به بالا مشغول پیشروی بودند، خواستم سریع بر گردم که به طرف آنها تیر اندازی کنم،‌ چون یک پایم مجروح بود روی سنگی که نشسته بودم خیلی ناهمواری بود و ارتفاع سنگ نیز نسبتاً زیاد بود و من چون سریع می خواستم برگردم بعلت مجروح بودن پایم و ناهمواری محلّی که به عنوان سنگر انتخاب کرده بودم به طرف پائین غلطیدم و سرم به سنگی خورد و بیهوش افتادم وفتی که بهوش آمدم در دست ضد انقلابیون خودم را ااسیر دیدم. (من به همه چیز فکر می کردم به جز اسارت) هر زمانی که برای عملیات بیرون می رفتم با خودم دو عدد نارنجک چهل تکه بر می داشتم، نارنجکها را برای آن لحظه آخر که اگر در محاصره قرار بگیرم و با مهماتمان تمام شده باشد و بنا باشد به اسارت در بیائیم در آن موقع از اینها استفاده کنیم که حداقل چند نفری از نیروهای دشمن را به جهنم بفرستیم ولی تقدیر خداوند اینگونه بود که مدتی اسیر باشیم، البته گروه همراه وی می خواهند جهت کمک به ایشان اقدام نمایند ولی بعلت نیروی کم و در محاصره در آمدن تپه توسط دشمن موفق به نجات ایشان نمی شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه