دوران اسارت 5
به روایت از رضا چمنی : «از هر فرصتی که پیش می آمد جهت هدایت افراد چه زندانیان و چه پیش مرگهای خبات استفاده می کردم و به این شکل توانستم جمع زیادی از پیش مرگهای خبات را به شهر بفرستم که خودشان را تسلیم دولت جمهوری اسلامی کنند و بعضی از آنها در منطقة بی طرف ماندند . اوضاع به صورتی شده بود که شیخ به من گفت : محمّد تو افرادم را از من گرفتی و من به او گفتم که تو هم با آنها صحبت کن و اگر راهت درست است آنها را نگه دار . یک روز شیخ به من گفت : محمّد من به بن بست رسیده ام باید چکار کنم به او گفتم : من دو سال قبل به تو گفتم که آخر به بن بست می رسی .
ثبت دیدگاه