روحیه ی بسیجی
به روایت از معصومه اطمینان : یک بار که همسرم محمد چاره اندیش به مرخصی آمده بود . دیدم ایشان به درب خانه ها می رود و برای کمک به رزمنده ها در جبهه وسایل مورد نیاز را جمع می کند . جلو رفتم به ایشان گفتم : چرا شما این کار را می کنید ؟ گفت : اگر من این کار را نکنم چه کسی می خواهد این کار خیر را انجام دهد ، تازه من تا زنده هستم دوست دارم از این جور کارها انجام بدهم . وقتی کمک های مردم را جمع کرد آن را بار کامیونی کرد و به جبهه منتقل کرد و خودش هم با آنها رفت .
ثبت دیدگاه